به گزارش روابط عمومی موسسه فرهنگی هنری عکاسان قم، در شرایط بحران و جنگ، هر جامعهای به نیروهایی نیاز دارد که از آن محافظت کنند. این نیروها فقط در میدان نبرد حضور ندارند؛ گاهی در اتاقهای خبر، پشت دوربینها و پشت کلماتی که برای جنگ مینویسند نیز ایستادهاند.
رسانه در چنین لحظاتی میتواند نقشی شبیه یک سرباز داشته باشد. سربازی که سلاحش نه اسلحه، بلکه حقیقت، آگاهی و مسئولیت است.
جنگ فقط در شهر رخ نمیدهد. بخش مهمی از آن در ذهن و روح مردم جریان دارد. ترس، شایعه، بیاعتمادی و سردرگمی میتوانند به اندازه یک حمله واقعی خسارت ایجاد کنند. در چنین شرایطی، رسانه میتواند میان مردم و واقعیت پل بزند؛ اطلاعات درست بدهد، شایعات را خاموش کند و آرامش را جایگزین اضطراب و ابهام کند.
باید دانست رسانهای که به درستی عمل میکند، نه دشمن کشور است و نه مانعی برای امنیت. برعکس، میتواند به حفظ امنیت کمک کند.
اطلاعرسانی دقیق درباره خطرها، هشدارها و وضعیتها گاهی میتواند جان انسانها را نجات دهد. حتی جان همان سربازانی که در خط مقدم جنگ ایستادهاند.
یک خبر درست در زمان درست، ممکن است از دهها سوءتفاهم، هراس عمومی یا تصمیمهای اشتباه جلوگیری کند.
نادیده گرفتن اهمیت رسانه در چنین شرایطی میتواند هزینههای سنگینی داشته باشد. ممنوعیت حضور و یا نبود مجوز های لازم برای ثبت و اطلاع رسانی اقدامات جنگی دشمن در خاک کشور و شهر، ضربه جبران ناپذیری در جنبه های اجتماعی دارد.
وقتی جریان اطلاعات شفاف نباشد، خلأ آن به سرعت با شایعه، حدس و روایتهای غیرمسئولانه پر میشود. در نبود صدای حرفهای، میدان برای اطلاعات نادرست باز میشود؛ و این همان جایی است که جامعه بیشتر آسیب میبیند.
در سالهای اخیر نیز بارها بر نقش تعیینکننده رسانه در میدانهای نوین نبرد تأکید شده است. حضرت آیتالله خامنهای بارها از «جنگ روایتها» و «جنگ در ذهنها» سخن گفتهاند؛ نبردی که در آن افکار عمومی به میدان اصلی تبدیل میشود. در این نگاه، رسانه فقط یک ابزار اطلاعرسانی نیست، بلکه بخشی از قدرت یک کشور در شکلدهی به ادراک و روحیه جامعه است. اگر روایت درست و بهموقع در اختیار مردم قرار نگیرد، روایتهای تحریفشده و هدفمند جای آن را میگیرند و میتوانند اعتماد، امید و انسجام اجتماعی را تضعیف کنند. از همین رو، حضور رسانههای مسئول و حرفهای در چنین میدانهایی نه یک انتخاب، بلکه ضرورتی برای حفظ سرمایه اجتماعی و مقاومت روانی جامعه به شمار میرود.
تاریخ نیز نمونههای روشنی از نقش روحیه عمومی و جریان اطلاعات در سرنوشت جنگها نشان میدهد. در برخی جنگها، شهرها پیش از آنکه نبردی جدی در آنها رخ دهد، به دلیل فروپاشی روحیه عمومی یا شکلگیری تصور شکست در ذهن مردم و مسئولان، عملاً تسلیم شدهاند. در چنین شرایطی، دشمن پیش از آنکه با قدرت نظامی وارد شود، با تأثیرگذاری بر ذهن و اراده جامعه پیروز شده است. این تجربهها نشان میدهد که حفظ روحیه، امید و آگاهی عمومی گاهی به اندازه تجهیزات و نیروهای نظامی اهمیت دارد؛ زیرا شکست در ذهنها میتواند راه را برای شکست در میدان واقعی هموار کند.
رسانه میتواند همراه کشور باشد، نه در برابر آن. میتواند در کنار دیگر نهادها برای حفظ آرامش جامعه تلاش کند. گاهی یک خبرنگار با انتشار یک هشدار درست، یا یک گزارش دقیق، کاری انجام میدهد که شاید از دید بسیاری پنهان بماند؛ اما اثر آن در امنیت و آرامش مردم باقی میماند.
جنگها روزی تمام میشوند، اما تجربههای آنها در حافظه یک ملت باقی میماند. در این حافظه، نقش کسانی که آگاهی را زنده نگه داشتند، کماهمیت نخواهد بود. شاید وقت آن باشد که رسانه را نه صرفاً به عنوان یک ناظر بیرونی، بلکه به عنوان بخشی از توان یک جامعه برای عبور از بحران ببینیم؛ نیرویی که اگر درست فهمیده شود، میتواند در کنار دیگران برای حفاظت از کشورش بجنگد.
پایان/
امیرمحمد پیرانی _ خبرنگار
دیدگاهتان را بنویسید